به فردی گفته می‌شود که اختلال شنواییش از روند پردازش موفقیت‌آمیز اطلاعات کلامی که از طریق شنیدن (چه با سمعک و چه بدون سمعک) به دست می‌آید، جلوگیری می‌کند. (البته در ایران حدودایکصد هزار ناشنوا وجود دارد). در ایران از هر ۱۰۰۰ تولد زنده ۴٫۷ درصد نوزادان با اختلال شنوایی محیطی متولد می شوندو از آنجاکه برنامه ملی غربالگری اجرا نمی‌شود، این آمار از میزان جهانی بیشتر است.

یک اصطلاح ژنریک است که نشان دهنده آن عده از ناتوانایی‌های شنوایی است که ممکن است درجات شدت و ضعف آن بین خفیف تا عمیق در حال تغییر باشد. نقص شنوایی، شامل دو گروه فرعی ناشنوا و کم‌شنوا می‌باشد.

از نقص شنوایی در کودکان زمانی می‌شود حرف زد که بنا به دلایلی مثل بدکاری گوش یا اعصاب مربوط به آن، در شنیدن اصوات محیطی با مشکل مواجه باشد. قابل قبول‌ترین تعاریفی که منعکس کننده نظریات متخصصان تربیتی است، تعاریفی است که توسط کمیته اجرایی کنفرانس مدیران آموزشی مخصوص ناشنوایان، به وجودآمده‌است. به شرح این تعاریف می‌پردازیم.

ناشنوایی هدایتی که ناشی از اختلال مکانیسم‌های گوش میانی برای انتقال صوت به داخل گوش است

این نوع که ناشی از اختلال حلزون یا عصب شنوایی است، ناشنوایی عصبی و اکتسابی نیز گفته می‌شود.

درمورد نقص شنوایی، تعریف‌ها و دسته‌بندی‌های زیادی صورت گرفته‌است. شایع‌ترین این دسته‌بندی‌ها آن است که، مبتلایان را به دوگروه «ناشنوا» و «کم‌شنوا» تقسیم می‌کند. این طبقه‌بندی جز در مواردی که متخصصان، تعریف‌های متفاوتی از آن ارائه می‌دهند، نسبتاً ساده‌است. معمولاً دو نوع ناشنوایی وجود دارد:

اختلال شنوایی ممکن است به دلایل مختلف به وجود بیاید، وجود جسم خارجی در مجرای گوش یا به علت تورم و عفونت در گوش میانی باشد که در این صورت، صداها به گوش داخلی نمی‌رسند و به آن، کری انتقالی می‌گویند. در اثر تخریب سلول‌های درک اصوات حس صدا از بین می‌رود که به آن کری عصبی گفته می‌شود، کری ممکن است مادر زادی مثل سیفلیس مادر زادی، سرخجه مادر، استعمال بعضی از داروها در دوران بارداری یا بدفرمی اعضای شنوایی به علت آسیب‌های دوران جنینی و زایمان باشد. در مدل اکتسابی، یکی از مهم‌ترین علل، عفونت‌های گوش میانی است که اکثراً بعد از بیماری‌های عفونی مخصوصاً سرخجه و تیفوئید به وجود می‌آید، با سنجش شنوایی در کودکان مانند اعمال بازتابی طبیعی که کودک با شنیدن صدا به طرف آن برمی‌گردد و همچنین از طریق بازی با کودک و بالاخره انجام ادیومتری هر گوش به طور جداگانه می‌توان به میزان شنوایی یا اختلال آن پی برد

شنیدن اصواتی که در حقیقت وجود خارجی ندارند و بیمار آنها را می‌شنود نباید تحت این عنوان ادراکات خیالی را که مبداء آنها در مغز نام ببریم. منظور اختلالات روانی حسی در حالیکه دستگاه شنوایی کاملاً سالم است.


    صدای وزوز حشره

    صدای صدف گوش ماهی

    صدای ریزش آب

    اصوات مختلف سوت لوکوموتیو، صدای زنگ ساعت

    با حدت کمتر: هیاهو، همهمه، غلغله، ولوله سرو صدا زمزمه که خیلی مزاحم و گاهی به مانند خود ناشنوایی است.


این اختلال شایعی است در بیماریهای گوش خارجی، میانی یا داخلی. شاید بعلت جسمی خارجی یه گرفتگی گوش بوسیله جرم. غالباً ضایعات گوشی را همراه و با سختی استخوانهای کوچک، تصلب مجرای استاش می‌بینیم. در ضایعات پیچال (لابیرنت) همراه و با سرگیجه‌اند. هم چنین در انقباضات عروقی مویرگهای کوچک گوش دیده می‌شود. این انقباضات بعلت اختلاتلات گردش خون نزد آنها که دچار تصلب شرائین، نقرس، ضایعات گوش داخلی و مسمومیت‌های داروئی (کینین) و در حرفه‌های معینی (غواص‌ها) یا پس از ضربه معینی اکنوفنی مشاهده می‌شود.


درمان‌ها هم همان درمانهای سببی است؛ که باید گرفتگی گوش را از بین برد در غیر این صورت داروهای معینی که مسکن خوبی هستند برای پدیده نامطلوب مورد استفاده قرار می‌دهند.


از دست دادن کامل شنوائی را ناشنوایی یا کری، و کم شدن آن را کم‌شنوایی گویند. اختلال می‌تواند ابتلاء نسبت به تمام نوت‌های صدا باشد یا محدود به صداهای معینی است. اندازه‌گیری حد شنوائی مستلزم مطالعه این اختلالات با دستگاهای ادیومتر که به آن ادیومتری گویند.

شنوایی‌سنجی.


    ناشنوایی مادرزادی: به علت ناهنجاریهای وخیم گوش میانی یا داخلی که قابل برگشت نباشد.


یا اگر عصب کوکلئر نباشد یا پیشرفت انهدامی و فساد در مراکز عصبی شنوایی در کار باشد که بطور جلوگیری‌ناپذیری همراه با لالی و گنگی است زیرا کودک با غریزه تقلیدی صحبت کردن را یاد می‌گیرد بطوریکه صداهای دیگران را بشنود.


    ناشنوایی اکتسابی: دو نوع دارد. بنابر محل ابتلاء که محرومیت از شنوائی را تعیین می‌کند.

        ناشنوایی انتقالی: بعلت ضایات مجرای گوش خارجی یا گوش میانی و عناصر آن.

        ناشنوایی درکی: اگر درپی ضایعات دستگاه گوش داخلی کانال‌های نیمه حلقوی که شامل دستگاه درک یا راه‌های عصبی که از آنها عمل انتقال امواج صوتی به قشر مغز هدایت می‌گردند.


علل شایع در ناشوایی انتقالی


    پیشرفت و فرایند التهابی حاد یا مزمن گوش میانی (اتیت حاد، اتیت مزمن ماستوئیدیت)

    ضایعه پرده گوش، سوراخ شدن یا التهاب یا سیکاتریس پس از شنیدن صدای شدید

    انسداد مجرای استاش


علل شایع در ناشنوایی درکی


مبدأ ناشنوایی درکی که منشاء آن پیچال (لابیرنت) باشد.


    شکستگی

    عفونت، تیفوس، مالاریا، گریپ

    مسمومیت مزمن (الکل-کنین، آسپرین، استرپتومایسن)

    مسائل عروقی، تصلب شرائین گوش داخلی

    ناشنوایی حرفه‌ای که بیمار مدام در معرض صداهای شدید قرار گیرد. (در کارخانه‌ها، آهنگریها، کارکنان هواپیمایی)

    ناشنوایی پیری که نزد افراد پیر به علت تصلب شرائین گوش داخلی، پیشرفت و فساد در اندام کورتی است که خاص دریافت ارتعاشات صدا است.


بررسی دقیق علل ناشنوایی و اختلالات انتقالی و درکی مثلاً اتواسپونژیوز که پیشرفت و فرایند ناشی از بدی تغذیه ناحیه یا دیستروفی کپسول استخوانی کانال نیمه حلقوی یا سختی و سفتی ثانوی مفصل میان‌رکابی (استخوان گوش میانی) و پیچال است، ابتلای خیلی شایعی که نزد زن ظاهر می‌گردد و با خاصیت ارثی خیلی واضح نمایان می‌گردد. این ابتلاء تدریجاً به سمت کری کامل پیشرفت می‌کند ولی خوشبختانه با عمل جراحی صدا را برای بیمار بر می‌گرداند.


    ضایعه عصب کلئر (ورم عصب یا نوریت عفونی، تومور) که اصوات بوسیله عضو به مرکز صدا منتقل می‌شود.

    ضایعه مستقیم مراکز صوتی واقع در بصل النخاع (بولب) و قشر مغزی تغییر شکل یافته یا درک آگاهانه انتقال می‌یابند.


این ضایعات را در تومرهای مغز و خونریزی‌های مغزی می‌توان دید.


خلاصه علل ممکنه ناشنوایی زیاد و گوناگون هستند. سن، ضربه‌های مختلف، عفونتهای مزمن همراه با اختلالات تعادل، در محیط زندگی، که با آزمایشهای متعدد می‌توان به نتیجه کامل رسید. ناشنوایی یک جانبه نزد کودک را از یادگارهای اُتیت می‌توان تشخیص داد. ناشنوایی دو جانبه فرد مسن را تصلب شرائین می‌توان تصور کرد یا اختلال گردش خون در سطح پیچال (لابیرنت) که کار متخصص است. خیلی از ناشنوایی‌ها را می‌توان مراقبت کرد. جراحی نوین قادر به اعمال مفیدی است و همچنین با پروتزهای خیلی ظریف میتوام بیمار را از ناشنوایی مطلق نجات داد.


ناشِنَوایی یا کَری تحت دو عنوان طبقه‌بندی می‌شود.


    کاهش یا فقدان کامل ظرفیت شنوایی که به آن ناشنوایی (کری) میگوئیم.

    درک و شنیدن صداهای غیرطبیعی


مانند دیگر اختلالات حواس بدن ممکن است ناشی از ابتلائات عمومی بدن باشد.